دل است خانه ی معنی...

 

ابا یزید به حج میرفت. و او را عادت بود که در هر شهری که درآمدی ،
اول زیارت مشایخ کردی  آنگه کار دگر.


در بصره به خدمت درویشی رفت. درویش گفت که : 
یا ابا یزید ،کجا میروی؟
گفت: به مکه ٬به زیارت خانه ی خدا.
گفت: با تو توشه راه چیست؟
گفت : دویست دِرهم
گفت:  برخیز و هفت بار گرد من طواف کن و آن سیم به من ده
بایزید برجست٬ سیم بگشاد از میان٬ بوسه داد و پیش او نهاد.
درویش گفت: آن خانه ی خداست و این دل من هم خانه ی خدا ؛ اما بدان ، خدایی که خداوند آن خانه است  تا آن خانه رابنا کرده اند ٬در آن در نیامده است. و از آن روز که این خانه را بنا کرده ، از این خانه خالی نشده.
و من می اندیشم که چگونه میتوان باطل را بر این خدایِ جان پیروز کرد٬زشتی چگونه همخانه ی حق میشود ( مگر نه اینکه حلاج انا الحق گفت؟) ،حق چگونه تواند گناه کرد؟ نور چگونه  ظلمت میشود...

 

/ 2 نظر / 31 بازدید
هدی

تفسیر جالبی بود

مینا

[فرشته] گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد