من، تو، دایره...

دایره

یک سو، من با همه ی دلتنگی ها

یک سو، من با همه ی دلخوریها

دور میزنم.

دلتنگی ها را به دلخوریها

دلخوریها را به دلتنگی ها

می سپارم

دلتنگی ام میرسد به دل سپردگی...

دل سپردگی ام اندک اندک میکاهد به دلخوری

دلخوری ام میرسد به نفرت...

نفرت اما خیلی زود...میرسد به دلتنگی

و باز...

چه تکرار بیهوده ای

این روزها دور، دورِ دلتنگی است

همان گونه که روزهای اول...

نه... اما کمرنگ تر!

میخواهم این بار همینکه دلتنگی رسید به دل سپردگی

درست در نود درجه –دل سپردگی آنجاست-

دایره را ترک کنم برای همیشه...

برای همیشه دل سپرده ات بمانم

بروم مستقیم تا اوج...

میشود...میدانم میشود این بار

که اگر در این دور بمانم –بمانیم-

دلخوری میکاهدمان...

آنجا که سرازیری است دورمان تند میشود

میدویم، میرسیم به نفرت

اما آنجا که نفرت هست، زور باید زد تا رسید به دلتنگی

مباد آن روز که زورمان نرسد که برسیم...

خودم را ، دایره را، تو را

غافلگیر می کنم این بار...

جمعه 20 بهمن 91

/ 3 نظر / 28 بازدید
مینا

[دست] قربونت برم من... شعرت عالــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی بود واقعا واقعاااا آفـــــــــــــــــــــــــــــــــرین به این همه هنــــــــــــــــــــر [گل][قلب][گل]

مصطفی

سلام وبلاگ خوب و جالبی داری ؟ ! خوشحال میشم وبلاگ منم سر بزنی ---- داشتم تو گوگل نگاه میکردم چت رومم تو نتایج جستجو کجا قرار داره وبلاگ شما رو دیدم ----- راستی اگه خواستی وبلاگ و تو پرتال تبادل لینک چت روم لینک کن http://toranjchat.ir/url اینم ادرس وبلاگ خودم http://takl0ve.blogfa.com منتظرتم تا بعد خدانگهدار