گذری کن که خیالی شدم از تنهایی....

 

بشنوید

بود آیا که خرامان ز درم بازآیی

گره از کار فروبسته ما بگشایی

 

نظری کن که به جان آمدم از دلتنگی

گذری کن که خیالی شدم از تنهایی!

 

گفته بودی که بیایم، چو به جان آیی تو

من به جان آمدم! اینک تو چرا می‌نایی؟

 

بس که سودای سر زلف تو پختم به خیال

عاقبت چون سر زلف تو شدم سودایی

 

همه عالم به تو می‌بینم و این نیست عجب

به که بینم ،که تویی چشم مرا بینایی...

 

پیش از این گر دگری در دل من می‌گنجید

جز تو را نیست کنون در دل من گنجایی

 

جز تو اندر نظرم هیچ کسی می‌ناید

وین عجبتر که تو خود، روی به کس بنمایی

 

گفتی از لب بدهم، کام عراقی روزی

وقت آنست که آن وعده وفا فرمایی...

 

از اینجا با صدای زیبای استاد شجریان بشنوید و دانلود کنید.

/ 8 نظر / 913 بازدید
علیرضا

درود بر استاد و صدای جاودانش روحیم رو عوض کردی مرسی

مسعود جعفرزاده

زندگی را می توان در عمق چشمان یک مادر بزرگ، هنگام خیره شدن به لبخندهای نوه اش جستجو کرد... قلمتان شیوا. [گل]

انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران

سلام علیکم ضمن تبریک میلاد یگانه بانوی وقار و عصمت حضرت زهرا (س) انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران شما را دعوت به مطالعه افکار و عقاید خود می کند وظیفه هر ایرانی مسلمان حفظ فرهنگ خودی در مقابل فرهنگ بیگانه ،ازجمله فرهنگ غربی - ماسونی رایج در ادبیات غربزده است. انتظار ما فقط مطالعه است و آشنایی با مبانی فکری ادبیات اصیل شیعی! البته بدون هرگونه اعمال تعصب توخالی! مکتب تشیع مکتب علم است و علم بالاترین نقطه ی حمکت ! موفق باشید ![گل]

الی

ای خدا من به کسی کاری ندارم ولی زخم از همه خوردن شده کارم

ali

بسیار زیباست درود دوست گرامی