ترنــــــــــــــــــــج
 
 

بشنوید و دانلود کنید

 

این دهان بستی دهانی باز شد

تا خورنده ی لقمه های راز شد

 

لب فروبند از طعام و از شراب

سوی خوان آسمانی کن شتاب

 

گر تو این انبان ز نان خالی کنی

پز ز گوهرهای اجلالی کنی

 

طفل جان از شیر شیطان باز کن

بعد از آتش با ملک انباز کن

 

چند خوردی چرب و شیرین از طعام؟

امتحان کن چند روزی در صیام...

 

چند شبها خواب را گشتی اسیر

یک شبی بیدار شو دولت بگیر

 مثنوی معنوی

این مناجات با صدای استاد شجریان حس نوستالژیک عجیبی داره یه بغضی ته گلوم میاره، بغض بدی نیست که خیلی دوست داشتنیه، از اون بیشتر، "ربنا" ی استاده که از دوران کودکی مهمون سفره های افطارمون بوده، این ربنا من و یاد خونه ی پدربزرگ میندازه و تمام شور و اشتیاق اون روزها، این حسم حتی یک رنگ هم داره رنگش سفیده، روشن و نورانی...با تمام تغییراتی که رخ داده در من و همه چیز و همه کس، این حس و همچنان دوست میدارم و این روزها میتونم بارها و بارها این ها رو بشنوم و به همون آرامش اون روزها برگردم.



موضوع مطلب : شعر و ادب / به گوش جان نیوش!

ارسال شده در تاریخ : ۱۳٩۱/٥/۱ :: ٩:٠٩ ‎ب.ظ :: توسط : ترنج
درباره وبلاگ
ترنج
گاه رندم، گاه زاهد ، گاه مست گاه هست و نیست و گاهی نیست و هست گاه نفسم در خرابات افکند گاه جانم در مناجات افکند من میان هر دو حیران مانده ام چون کنم در چاه و زندان مانده ام.......

صفحات وبلاگ
نويسندگان
RSS Feed