ترنــــــــــــــــــــج
 
 

 

آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت

وان نفسی که بیخودی یار چه کار آیدت

 

آن نفسی که باخودی خود تو شکار پشه‌ای

وان نفسی که بیخودی پیل شکار آیدت


آن نفسی که باخودی بسته ابر غصه‌ای

وان نفسی که بیخودی مه به کنار آیدت


آن نفسی که باخودی یار کناره می‌کند

وان نفسی که بیخودی باده یار آیدت


آن نفسی که باخودی همچو خزان فسرده‌ای

وان نفسی که بیخودی دی چو بهار آیدت


جمله بی‌قراریت از طلب قرار تست

طالب بی‌قرار شو تا که قرار آیدت


جمله ناگوارشت از طلب گوارش است

ترک گوارش ار کنی زهر گوار آیدت


جمله بی‌مرادیت از طلب مراد تست

ور نه همه مرادها همچو نثار آیدت


عاشق جور یار شو عاشق مهر یار نی

تا که نگار نازگر عاشق زار آیدت


خسرو شرق شمس دین از تبریز چون رسد

از مه و از ستاره‌ها والله عار آیدت

 

با محفوظ بودن معنی عرفانی شعر و لذت زیادی که از خوندنش نصیبم شد خیلی خیلی در حاشیه: یاد این افتادم که :تو هرچقدر درگیر خودت باشی،هرچقدر فقط به فکر خودت باشی، بدبخت تر و افسرده تری، وقتی از لاک خودت اومدی بیرون و دست از فکر کردن فقط به خودت برداشتی و درگیر دیگران شدی درهای شادی به روت باز میشن و ابرهای غصه کنار میرن.  وقتی مشکلی داری و فقط به مشکل خودت فکر میکنی ، گمان میکنی بدبخت ترین آدم روی زمینی،(حتی گاهی این مشکل یه جوش کوچیک روی صورتته، باورت نمیشه؟)چنان در خودت می پیچی که از دنیا غافلی، در همون حال برو تو متن مشکلات دیگران، برای حل مشکل اونها تلاش کن، ببین که کم کم مشکلات تو شروع میکنن به محو شدن...از خود غافل شدن و به دیگران پرداختن شبیه یه معجزه عمل میکنه...



موضوع مطلب : شعر و ادب / دوباره فکر کن

ارسال شده در تاریخ : ۱۳٩۱/٤/٤ :: ٩:۱٧ ‎ب.ظ :: توسط : ترنج
درباره وبلاگ
ترنج
گاه رندم، گاه زاهد ، گاه مست گاه هست و نیست و گاهی نیست و هست گاه نفسم در خرابات افکند گاه جانم در مناجات افکند من میان هر دو حیران مانده ام چون کنم در چاه و زندان مانده ام.......

صفحات وبلاگ
نويسندگان
RSS Feed