ترنــــــــــــــــــــج
 
 

 

فکر میکنید انگیزه ی پنهان پشت همه ی کارهایی که انجام میدیم چی باشه؟ انگیزه ی پشت پرده ی هر کاری که هر کسی انجام میده اینه که احساس بهتری پیدا کنه!

این حرف و دربست قبول نکنید، برید از روانشناس ها بپرسید یا کتابهای افلاطون و ارسطو و فروید و بخونید.

وقتی ظرف سه دقیقه یک پیتزا رو میخورید با خودتون فکر میکنید: این کار حس خوبی به من میده، میخوام خوشحال باشم.

یک مربی تناسب اندام استخدام میکنید و شش ماه فقط کاهو میخورید چون هدفتون اینه: میخوام از سایز بدنم راضی باشم.

به خیریه کمک میکنید چون فکر میکنید میخواید به مردم کمک کنید؟ بله، درسته، اما اگه با اینکار احساس بدبختی میکردید بازم حاضر بودید این کار و بکنید؟

آدمهای مختلف کارای مختلف انجام میدن اما هدف همه یک چیزه: "اگر اینکار و بکنم احساس بهتری خواهم داشت."

خیلی مسخره است، همه ی ما بطور طبیعی و بی اختیار در تعقیب شادی و رضایت از زندگی هستیم، اما بعضی ها فکر میکنن اینکار خودخواهیه، دچار عذاب وجدان میشن و همین اونها رو غمگین و ناراحت میکنه.

رفتن به دنبال شادی خودخواهی نیست، غمگین و بدبخت بودن خودخواهیه! آدمهای شاد و راضی، ملاحظه کارتر و با فکرترن.این آدمهای غمگین و ناراضی هستن که تمام فکر و ذکرشون به خودشون مشغوله، آدمهای شاد، دوستای بهتر، همسرای بهتر و کارفرماهای بهتری هستن.

هرچی شما شادتر باشید وضع همه ی ما بهتر خواهد بود!


"روزهای سخت" ممکنه به معنای بی پولی یا نداشتن یه دوست خوب یا بیکاری یا قطع امید یا هرچیز دیگه ای باشه، ما آدما بیشتر از هرچیزی به امید نیاز داریم، خوشبختانه این امکان وجود داره که خودتون رو از عمیق ترین گودال ها هم بالا بکشید. اگر الان غمگین و ناراحتید چه بسا چند ماه دیگه به عقب نگاه کنید و ببینید این دوران سخت چقدر به شما کمک کرد تا برای شرایط بهتری آماده بشید.

بیشتر ما زندگی رو با این باور شروع میکنیم:

*اشتباه کردن بده

*شادترین آدما اونایی هستن که راحت ترین زندگیها رو دارن

*باهوش ترین آدما موفق ترین آدمها هستن

*برای شاد بودن به یک شریک زندگی خوب نیاز داریم.

اما...هیچ کدوم از اینها الزاما واقعیت ندارن!

از کتاب "راز شادزیستن در روزهای سخت" :اندرو متیوز

 



موضوع مطلب : دوباره فکر کن / قدری انرژی

ارسال شده در تاریخ : ۱۳٩۱/۳/۱۸ :: ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ :: توسط : ترنج
درباره وبلاگ
ترنج
گاه رندم، گاه زاهد ، گاه مست گاه هست و نیست و گاهی نیست و هست گاه نفسم در خرابات افکند گاه جانم در مناجات افکند من میان هر دو حیران مانده ام چون کنم در چاه و زندان مانده ام.......

صفحات وبلاگ
نويسندگان
RSS Feed