ترنــــــــــــــــــــج
 
 

 

به یاد داشته باش انسان چون بومی سفید قدم در دنیا میگذارد. خدا هیچ طرح و نگاری در تو ایجاد نمیکند. تو از قبل برنامه ریزی نشده ای،چیزی به نام سرنوشت وجود ندارد. سرنوشت اختراع انسانهای ترسو و بزدل و کسانی است که نمیخواهند از زندگیشان چیزی پدید آورند. کسانی که چنان تنبل و بی شهامت هستند که نمیخواهند مخاطره ای بکنند. آنان همه ی مسئولیت ها را گردن خدا می اندازند و آن را با سرنوشت و قسمت و هزاران چیز دیگر میخوانند. اما همه این ها اساسا ترفندی است برای شانه خالی کردن از این که " من مسئول زندگی خودم هستم، هر آنچه اکنون هستم خودم آفریده ام، و هر آنچه قرار است فردا باشم ، آن را امروز می آفرینم. در مورد دیروز کاری نمیتوان انجام داد. نباید در مورد آن نگران بود. هر چه که بود گذشته. اما امروز هنوز در دسترس است و از امروز است که تمام فرداها پدید خواهند آمد. " و اگر تو اندکی هشیار باشی همه ی ماجرا دگرگون میشود.


ما کاملا مسئول هر آن چه هستیم که هستیم. این نخستین چیزی است که باید بپذیری . این کار در آغاز دردآور است. زیرا " خود" احساس میکند که از هم متلاشی میشود:" من مسئول هستم؟ پس این همه شلوغی و آشفتگی را خودم آفریده ام؟"

 

این، " خودِ" ما را آزرده میکند، اما اگر از آن آگاه شویم، این آگاهی به سرآغازی برای یکی زندگی جدید تبدیل میشود. تکانهایی کوچک کافی است تا چهره ی غمگین را به چهره ای خندان تبدیل کند.

 

اما هر کاری باید بکنیم باید همین امروز انجام دهیم ، زیرا گذشته دیگر وجود ندارد و آینده هنوز نیامده است، آنچه که در دسترس ماست امروز است و امروز به تنهایی کافی است.



موضوع مطلب : دوباره فکر کن

ارسال شده در تاریخ : ۱۳٩۱/۳/٥ :: ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ :: توسط : ترنج
درباره وبلاگ
ترنج
گاه رندم، گاه زاهد ، گاه مست گاه هست و نیست و گاهی نیست و هست گاه نفسم در خرابات افکند گاه جانم در مناجات افکند من میان هر دو حیران مانده ام چون کنم در چاه و زندان مانده ام.......

صفحات وبلاگ
نويسندگان
RSS Feed