ترنــــــــــــــــــــج
 
 

 

دریاتری ز دریا تا می کنی خروش

ای کوه تر ز کوه!

چرا اینچنین خموش؟!

در دل هزار غم اگرت میکند پریش

مهراس!

زنده باش!

مگردان عنان خویش،


بیرون شو از ملال و برون آی از سکون

سوزنده جزرها اگرت هست سر مپیچ


خورشیدِ اتفاق برآینده تر بر آی!

اسب سپید بال شتابنده تر بکوب!

شط امیدها،

خروشنده تر بجوش


برخیز ای خروش!

بخروش ای سروش!

تا مرزهای پر از نور و آفتاب

پیوسته تر بکوش....



موضوع مطلب : شعر و ادب

ارسال شده در تاریخ : ۱۳٩۱/٢/۳۱ :: ٦:٥٥ ‎ب.ظ :: توسط : ترنج
درباره وبلاگ
ترنج
گاه رندم، گاه زاهد ، گاه مست گاه هست و نیست و گاهی نیست و هست گاه نفسم در خرابات افکند گاه جانم در مناجات افکند من میان هر دو حیران مانده ام چون کنم در چاه و زندان مانده ام.......

صفحات وبلاگ
نويسندگان
RSS Feed