ترنــــــــــــــــــــج
 
 

 

بشنوید

بود آیا که خرامان ز درم بازآیی

گره از کار فروبسته ما بگشایی

 

نظری کن که به جان آمدم از دلتنگی

گذری کن که خیالی شدم از تنهایی!

 

گفته بودی که بیایم، چو به جان آیی تو

من به جان آمدم! اینک تو چرا می‌نایی؟

 

بس که سودای سر زلف تو پختم به خیال

عاقبت چون سر زلف تو شدم سودایی

 

همه عالم به تو می‌بینم و این نیست عجب

به که بینم ،که تویی چشم مرا بینایی...

 

پیش از این گر دگری در دل من می‌گنجید

جز تو را نیست کنون در دل من گنجایی

 

جز تو اندر نظرم هیچ کسی می‌ناید

وین عجبتر که تو خود، روی به کس بنمایی

 

گفتی از لب بدهم، کام عراقی روزی

وقت آنست که آن وعده وفا فرمایی...

 

از اینجا با صدای زیبای استاد شجریان بشنوید و دانلود کنید.



موضوع مطلب : به گوش جان نیوش! / شعر و ادب / از عشق

ارسال شده در تاریخ : ۱۳٩۱/٢/۱۱ :: ٦:۳٧ ‎ب.ظ :: توسط : ترنج
درباره وبلاگ
ترنج
گاه رندم، گاه زاهد ، گاه مست گاه هست و نیست و گاهی نیست و هست گاه نفسم در خرابات افکند گاه جانم در مناجات افکند من میان هر دو حیران مانده ام چون کنم در چاه و زندان مانده ام.......

صفحات وبلاگ
نويسندگان
RSS Feed