ترنــــــــــــــــــــج
 
 

دایره

یک سو، من با همه ی دلتنگی ها

یک سو، من با همه ی دلخوریها

دور میزنم.

دلتنگی ها را به دلخوریها

دلخوریها را به دلتنگی ها

می سپارم

دلتنگی ام میرسد به دل سپردگی...

دل سپردگی ام اندک اندک میکاهد به دلخوری

دلخوری ام میرسد به نفرت...

نفرت اما خیلی زود...میرسد به دلتنگی

و باز...

چه تکرار بیهوده ای

این روزها دور، دورِ دلتنگی است

همان گونه که روزهای اول...

نه... اما کمرنگ تر!

میخواهم این بار همینکه دلتنگی رسید به دل سپردگی

درست در نود درجه –دل سپردگی آنجاست-

دایره را ترک کنم برای همیشه...

برای همیشه دل سپرده ات بمانم

بروم مستقیم تا اوج...

میشود...میدانم میشود این بار

که اگر در این دور بمانم –بمانیم-

دلخوری میکاهدمان...

آنجا که سرازیری است دورمان تند میشود

میدویم، میرسیم به نفرت

اما آنجا که نفرت هست، زور باید زد تا رسید به دلتنگی

مباد آن روز که زورمان نرسد که برسیم...

خودم را ، دایره را، تو را

غافلگیر می کنم این بار...

جمعه 20 بهمن 91



موضوع مطلب : من نوشته!

ارسال شده در تاریخ : ۱۳٩۱/۱۱/٢٠ :: ۳:۱٧ ‎ب.ظ :: توسط : ترنج

چه شبی بود و چه فرخنده شبی

آن شب دور که چون خواب خوش از دیده پرید

کودک قلب من این قصه ی شادآور نغز

از زبان تو شنید:

زندگی رویا نیست، زندگی زیبایی است

میتوان بر درختی تهی از بار زدن پیوندی

میتوان در دل این مزرعه ی خشک و تهی بذری ریخت

میتوان از میان، فاصله ها را برداشت

دل من، با دل تو ، هر دو بیزار از این فاصله هاست....

قصه ی شیرینی است

کودک چشم من از قصه ی تو میخوابد

قصه ی نغز تو از غصه تهی است

باز هم قصه بگو، تا به آرامش دل

سر به دامان تو بگذارم و در خواب روم...

در میان من و تو فاصله هاست...

گاه می اندیشم

میتوانی تو به لبخندی این فاصله را برداری

تو توانایی بخشش داری

دستهای تو توانایی آن را دارد

که مرا زندگانی بخشد

چشمهای تو به من میبخشد

شور عشق و مستی

و تو چون مصرع شعری زیبا،

سطر برجسته ای از زندگی من هستی.....

دفتر عمر مرا

با وجود تو شکوهی دیگر، رونقی دیگر هست

میتوانی تو به من، زندگانی بخشی

یا بگیری از من، آنچه را می بخشی...

حمید مصدق...



موضوع مطلب : شعر و ادب / از عشق

ارسال شده در تاریخ : ۱۳٩۱/٦/۱۳ :: ٦:٢٤ ‎ب.ظ :: توسط : ترنج

 

زیاد یافت میشود، بسیار!

زن در این دنیا بسیار یافت می‌شود اما...عشق...

عشق کم یافت می‌شود ، اصلا یافت نمی‌شود،

عشق خیلی خنده‌دار است، خیلی هم گریه دارد!

عشق یا هست یا نیست؛قدیر.

اگر نیست که نیست. اما اگر هست، اگر باشد، اگر یافت شود در تو، آن وقت دیگر تو نیستی!

این هم گریه دارد و هم خنده!

تو نیستی وقتی که عشق نیست، تو نیستی وقتی که عشق هست...!

عشق! عشق...آمد و برد! می‌آید و می‌برد.

هی...هی...

هستی و نیستی! نیستی و هستی...

کلیدر-محمود دولت آبادی



موضوع مطلب : از عشق

ارسال شده در تاریخ : ۱۳٩۱/٦/٤ :: ٢:۳٢ ‎ب.ظ :: توسط : ترنج

 

 

بیست سال بعد، بابت کارهایی که نکرده ای بیشتر افسوس می خوری تا بابت کارهایی که کرده ای. بنابراین، روحیه تسلیم پذیری را کنار بگذار، از حاشیه امنیت بیرون بیا، جستجو کن، بگرد، آرزو کن و کشف کن

مارک تواین



موضوع مطلب : دوباره فکر کن

ارسال شده در تاریخ : ۱۳٩۱/٦/٤ :: ۱:٢٠ ‎ب.ظ :: توسط : ترنج

 

 

 

 

 

 

 

زندگی مملو ازمشکل است اما به آن نفرت نورز. زندگی انسان فرصتی است برای یادگیری و رشد. درس هایی برای آموختن داری و خردی برای پرورش دادن. اگر یادگیری عمیقی نداشته باشی مجبور به بازگشت دوباره برای آموختن خواهی بود. 
تمام مشکلات که از آنها گذر می کنی پر معنا هستند اگر نگرشی درست و نظرگاهی صحیح داشته باشی. باید دیگران را برای یک زندگی پر معنا یاری کنی. و دیگرانی نیز هستند که تو را یاری کنند. باید ارتباطات کامیاب داشته باشی.
از این رو گمان مکن تمامی این مشکلات بی معنا هستند. نباید دور مشکلات بچرخیم، بلکه باید از میان انها عبور کنیم.

برف در تابستان- سایاداو یو جوتیکا



موضوع مطلب : دوباره فکر کن

ارسال شده در تاریخ : ۱۳٩۱/٦/۱ :: ٢:۳٧ ‎ب.ظ :: توسط : ترنج
درباره وبلاگ
ترنج
گاه رندم، گاه زاهد ، گاه مست گاه هست و نیست و گاهی نیست و هست گاه نفسم در خرابات افکند گاه جانم در مناجات افکند من میان هر دو حیران مانده ام چون کنم در چاه و زندان مانده ام.......

صفحات وبلاگ
نويسندگان
RSS Feed